| زنان | جشن‌ها و اعیاد | بزرگداشت‌ها و یادمان‌ها | گوناگون | گفتار گویا تماس |

 

آبشخور بسياري از جش هاي جهان

از جمله عيد پاک(Påsk)

نوشته‌ي زير ترجمه و برداشتي‌است از منابع گوناگون سوئدي که ضمن اشارات علمي و تاريخي به پيدايش عيد «پاک»، تلاش مي‌کند تا ريشه‌هاي مشترک برخي از آداب و رسوم ملل از جمله «نوروز» و عيد «پاک» را بازگو کند.

***

عيد پاک، يکي از عيد‌هاي بزرگ مذهبي است که در رابطه با زمان برگزاري و چگونگي فلسفه‌ي وجودي آن، که در اول بهار اتفاق مي‌افتد ، اهميت فراواني دارد. مي‌گويند که ، حضور اين عيد در اين بُرش زماني به معني پيروزي زندگي و عشق بر مرگ و نفرت و بدي است. در زبان سوئـدي به عيد «پاک»، «Påsk، پُسک»،
مي گويند.

واژه‌ي «Påsk»، يک واژه‌ي عبري است و در حقيقت شکلي از کلمه‌ي لاتين «Pasach» است، که «Paska» تلفظ مي‌شده. در «يونان» و «روسيه» نيز همين واژه را مورد استفاده قرار مي‌دهند. در زبان انگليسي چندين کلمه را به‌کار مي‌برند که باز هم ريشه در لغت «Pasach» دارد، مانند «Paschal»  و «Passover».

در کشور‌هاي ديگر رايج‌ترين واژه،Easter»» و در زبان آلماني، «Ostern» است که باز هم ريشه در زبان عبري دارد. واژه‌ي اخير،«Ostern» که در زبان آلماني استفاده مي‌شود، به نام خداي‌بانوي «Ostra» برمي‌گردد.

واژه‌ي«Pasach» که ريشه‌ي همه‌ي اين وا‌ژه هاست، در زبان فارسي نيز به صورت «پاساژ» و به معني محل عبورکردن و گذشتن مي آيد. در رابطه با عيد «پاک» داستاني وجود دارد که به اين شکل نقل مي‌شود:

در زمان‌هاي بسيار دور و قبل از تولد عيسي مسيح، قوم يهود، به دليل خشک‌سالي و کمبود غذا، به کشور مصر که کشوري ثروتمند بوده مهاجرت مي‌کند. آنان که براي گذران زندگي و رهايي از درد و رنج فقر بدان جا رفته بودند، مورد استقبال چنداني قرار نمي گيرند. از اين رو، سخت‌ترين و بدترين کارها با دستمزدي بسيار ناچيز به آنها واگذار مي‌شود. کارفرمايان با آن‌ها مانند برده رفتار مي‌کردند و با شلاق و شکنجه از آنها کار مي‌کشيدند. گفته مي‌شود که بيشتر بناهاي سنگين و تاريخي مصر، مانند «اهرام ثلاثه»‌ و غيره به همين صورت ساخته شده‌است.

نقل است که  «موسي»، پيغمبر و رهبر يهوديان، نزد «فرعون» مصر مي‌رود و از او مي‌خواهد که قوم يهود را آزاد سازد. «فرعون» بدين امر راضي نمي‌شود و به همين جهت، مورد خشم خداوند قرار مي‌گيرد و بلاهاي بسيار بر او و بر کشور مصر نازل مي‌شود تا آن‌جا که «فرعون» مجبور مي‌گردد يهوديان را آزاد سازد. از آن زمان به بعد چنان شبي را، «شب آزادي» نام نهاده‌اند. چنان که پيداست، عيد «پاک» هميشه در آغاز بهار اتفاق مي‌افتد. درست زماني که طبيعت رو به گرما و نور مي‌رود، زمين نفس مي‌کشد و زندگي دوباره‌ي طبيعت آغاز مي‌گردد.

با توجه به روايتي که نقل شد اهميت عيد «پاک» براي يهوديان تنها پيروزي گرما و روشنايي بر سرما و ظلمت نيست بلکه يادآور آزادي اين قوم است از زنجيرهاي اسارت و بردگي.

نکته قابل تأمل آن است که در شب آزادي يهوديان، آنان براي گريز از نابودي و مرگ، بر آن شدند که هر خانواده، يک گوسفند يا برّه تهيه کند و در تاريک و روشناي غروب، با قرباني آن حيوان و علامت‌گذاري بر درِب خانه‌ي خود با خون او، از دست فرشته‌ي مرگ رهايي يابد. باور يهوديان بر آن بود که اگر «عزرائيل» از جلو خانه‌ي آنان بگذرد و آثار خون را بر آن جا ببيند، آسيبي به آنان وارد نمي سازد. گفته می‌‌شود که يهوديان در واقع، در شب عيد «پاک» مصر را ترک کردند و از طريق درياي سرخ به صحراي «سينا» و سپس به کشور «غنا» رفتند.

نکته‌ي برجسته در اين داستان که به واژه‌ي «پاساژ» گره مي‌خورد آنست که هم عبور فرشته‌ي مرگ را از جلوي خانه‌هاي يهوديان برساند و هم اين که از کنار آنها بگذرد و از انديشه‌ي آسيب رساندن به اين قوم صرف‌نظر کند

با این که مراسم عید «پاک» به یهودیان اختصاص داشته اما بعد‌ها با بر صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، نوعی درهم‌آمیزی میان آن‌ها راه یافته است. در عمل، همین نکته موجب شده که مسیحیان و از جمله سوئدی‌ها و کشورهای دیگر اروپایی، مراسم عید پاک را به شکل امروز برگزار کنند.

زمان عيد «پاک» معمولا در فاصله‌ي  22 مارس تا 25 آوريل است. بايد گفت که در سال 325 ميلادي، مراسم عيد «پاک» مسيحي از مراسم يهودي جدا شد و زمان مشخصي را به خود اختصاص داد. اين زمان، دقيقاً پس از اول فروردين، 20 يا 21 ماه مارس است که با اعتدال ربيعي که برابري روز با شب است، انطباق پيدا مي‌کند. پس از اين روز است که منتظران عيد «پاک» در اولين يکشنبه‌ي پس از ديدن ماه کامل و يا «بدر»، مراسم عيد «پاک» را به جا مي آورند. به همين دليل است که تاريخ برگزاري اين عيد متغير است.

 در رابطه با مراسم «کريسمس» که هميشه ثابت است، عيد «پاک» مي‌تواند با نخستين يکشنبه‌ي 22 ماه مارس برابر باشد که در سال 1818 اتفاق افتاده است. همچنين ممکن است که در  25 آوريل اتفاق بيفتد که چنين زماني در سال 2285 ميلادي خواهد بود. از نظر زماني قابل توجه است که در سال 1943 ميلادي نيز عيد «پاک» در 25 ماه آوريل برگزار شده و نوبت بعد در سال 2038 ميلادي خواهد بود.

در سوئد و کشورهاي اروپاي شمالي، پيش از گرايش به دين مسيح، مردم، خدايان خاص خود را پرستش مي‌کرده‌اند و جشن‌هايي هم که در اين کشور‌ها از جمله سوئد برگزار مي‌شده، در رابطه با تغيير فصل‌ها و دگرگوني طبيعت و يا کشت و برداشت محصول بوده است.

موضوع تأمل انگيز آنست که در اين کشورها نيز جشني بزرگ و باشکوه در آغاز بهار  و درست زماني که طول روز و شب برابر مي‌شده و طبيعت رو به نور و گرما مي‌رفته‌، برگزار مي‌شده است. مردم براي کشت بهتر و پربارتر محصولات خود، معمولاً حيواني را قرباني مي‌کرده‌اند. برگزاري اين سنت شباهت بسياري با مراسم فديه دادن ايرانيان قديم به خداي باران و باروري دارد. حتي مراسم سيزده بدر که با رفتن به صحرا و انداختن سبزه در آب توأم است، ريشه در همين باور دارد.

در اروپا اين سنت و برخي سنت‌هاي ديگر، همه به جشن عيد «پاک» منتقل گرديد. اين‌که زندگي دوباره‌ي طبيعت، همزمان با بازگشت مسيح باشد، انتخاب زماني بسيار مناسبي بوده است.

 ***

مردم سوئد پس از رواج دين مسيح در اين کشور، طرفدار مذهب کاتوليک شدند و مراسم گوناگون سنتي خود رابر مبناي باورهاي مذهب کاتوليک برگزار مي‌کردند. اما در حدود 1500 ميلادي،  Gustav Vasa«گوستاو واسا»، پادشاه قدرتمند اين کشور، مذهب رسمي کشور را از کاتوليک به پروتستان تغيير داد. پس از اين تغيير، بسياري از سنت‌ها و مراسم مذهب کاتوليک خود به خود از ميان رفت. در نتيجه براي کشور کوچکي مانند سوئد، گذار از اين‌همه دگرگوني و به فراموشي سپردن سنت‌ها و مراسم آباء و اجدادي، آسان نمي‌نمود. البته درست نيز آن بود که فراموش نشود. همچنان‌که عادت‌ها و باور‌هاي مردم تا به امروز نيز  باقي مانده‌است.

 بسياري از مردم سوئد بر اين باور هستند که در درون هر يک از آنها يک «وايکينگ» زندگي مي‌کند که هنوز هم پيروزي نور را برتاريکي طولاني اين سرزمين و پيروزي گرما را بر سرماي استخوان سوز آن، جشن مي‌گيرد.  هر چند ميان اين باور هاي سنتي و آئين‌هاي مذهبي تمايز معيني وجود دارد. مهم آنست که مردم با باورها و اعتقادات گوناگون مذهبي در اين مراسم شرکت مي‌کنند. علت آن نيز اين است که  سنت‌هاي کشور سوئد آميزه‌اي است از آموزه‌هاي دين يهود، مذهب کاتوليک، پرتستان و آن‌چه که از باورهاي اسطوره‌اي آنان در اين سرزمين وجود داشته است.

در کشور سوئد، عيد پاک، يک هفته به درازا مي‌کشد و هر روز آن نام ويژه‌اي دارد که پرداختن به فلسفه‌ي نامگذاري و آداب و رسوم ويژه‌ي هر روز، مطلب را به درازا مي‌کشاند. اما شايد لازم باشد به برخي از آنها اشاره‌اي داشته‌باشيم.

 ***

از روز چهارشنبه‌ي هفته‌ي عيد «پاک» تا روزي که حضرت مسيح را به صليب مي‌کشند، نکاتي هست که بايد از سوي معتقدان اين دين رعايت شود و گرنه ممکن است انسان، گرفتار بلا يا مصيبتي گردد. از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان به اين موردها اشاره کرد:
 در همه جا بايد سکوت حاکم باشد و حتي زنگ هيچ کليسايي نیز به صدا در نيايد.
تمام وسايلي که داراي چرخ هستند و يا گرد و مدوّرند، نبايد مورد استفاده قرار گيرند. مانند چرخ نخ ريسي، آسياب دستي، راندن گاري و وسايل چرخدار. آهنگري و هيزم‌شکني و نظاير آن نیز ممنوع است.

 چنين باوري ريشه در اين مسئله داشت که در اين روزها جادوگران به طرف محلي به نام«Blåkulla »، (تپه‌ي آبي رنگ)، در پروازند تا جشن بزرگ خود را بر پا دارند و تا صبح روز عيد «پاک» به خانه بر‌نمي‌گردند. در اين زمان، تأثير جادو و جنبل بر انسان از هر وقت ديگربيشتر است. به همين مناسبت در آن شب، آتش فراوان روشن مي‌کردند و ترقه ‌مي‌زدند تا به اين وسيله آنها را بترسانند.

مردم هرگز نبايد جارو و يا هر چه را که دسته‌ي بلند داشته باشد بيرون از خانه بگذارند. زيرا که جادوگران آن را برمي‌دارند و بر آن پرواز مي‌کنند.

مي‌بينيم که در اين بخش از مراسم عيد‌«پاک» نيز چه باور ها و مراسم مشترکي با مراسم شب «يلدا»ي ما ايرانيان وجود دارد. ما نيز در این طولاني‌ترين شب سال که تاريک و سرد است و جايگاه فعاليت نيروهاي اهريمني و بدي، آتش مي افروزيم تا اين نيروها نتوانند به دليل تاريکي و طولاني بودن آن شب، فرصت و شانس پيروزي در نبرد با روشنايي را بيابند. علاوه بر آن، افروختن آتش در آغاز فصل بهار و طليعه‌ي نور و گرما در مراسم چهارشنبه سوري از جمله‌ي آنهاست.

در مورد روز عيد «پاک» در انجيل چنين آمده:

« سرانجام روشنايي و نور بر تاريکي پيروز گرديد و قدرت سحر ساحران و جادوي جادوگران گارگر نيفتاد. با آمدن روشنايي و نور، ديگر آنها توانايي آسيب رساني پيشين را ندارند. همه‌ي انسانها براي ظهور عیسی مسيح شادماني مي‌کنند.»

جمعه‌ي طولاني، در هفته‌ي عيد «پاک» به روزي گفته مي‌شود که عيسي مسيح به صليب کشيده شده است. در چنين روزي، مردم براي همدردي  با پيامبر خود روزه مي‌گرفتند و يا بسيار کم مي‌خوردند.

جادوگران

امروزه افراد زيادي نيستند که ترس و وحشتي را که مردم در دوران کهن، در سرزمين هاي اروپاي شمالي از جادوگران داشتند به خاطر داشته باشند. به ويژه زماني که فرزندانشان در اين دوره، به تقليد از جادوگران آن زمان، خود را به صورت عجوزه يا جادوگر عيد پاک «Påskkäring» در مي‌آورند و با دسته جارو،  کتري و يا قهوه‌جوشي در دست و صورت‌هاي نقاشي شده، خوشحال و شادمان در راهروها و کوچه‌ها مي‌دوند و از خانه‌‌هاي مردم تقاضاي ميوه، شيريني و شکلات مي‌کنند.

در همين‌جا لازم است تشابه فراوان اين سنت را، با سنت «قاشق‌زني» در مراسم «چهارشنبه‌سوري» يادآور شويم که در هر دو کشور، فرد، يا روي خود را مي‌پوشاند و يا مانند کشورهاي اروپايي و مناطق ديگر دنيا، صورت خود را نقاشي مي‌کند و روسري نيز مي‌بندد تا شناسايي نشود.

بايد اين نکته را ذکر کرد که باور به جادوگران عيد «پاک» به زماني برمي‌گردد که مردم عميقاً به وجود آنها اعتقاد داشتند و از آسيبي که ممکن بود به آنها برسد، دچار هراس بودند. بر اساس باور آنان، جادوگران به راحتي مي‌توانستند به انسان‌ها و حيوان‌ها صدمه بزنند. شايد طبيعت اين سرزمين‌ها، با زمستان هاي سرد و طولاني و وجود جنگل هاي فراوان، حضور چنين موجوداتي را نيز در دوران گذشته، بيشتر تقويت مي‌کرده است.

با چنين پيش‌زمينه‌اي بايد گفت که مردم هميشه در فکر مبارزه با اين موجودات بوده‌اند. به ويژه در دوران عيد «پاک» که شيطان، تمام جادوگران خود را در محلي به نام «Blåkulla »، جمع مي‌کرد و تا صبح روز عيد «پاک» با آنان به جشن و پايکوبي مي‌پرداخت. اين محل در جايي بسيار دور، شايد در دورترين تپه اي که در ميان مه ديده مي شده، قرار داشته است.

ترس از جادو و جادوگران در خلال سال‌هاي 1668 تا 1676 در برخي از مناطق سوئد، به صورت يک بيماري همه‌گير گسترش يافته بود تا آن‌جا که اگر فردي،  کوچک ترين سوء گمان به کسي داشت بايد گزارش مي‌داد. در همين رابطه، صد البته شايعه‌ها و خيال‌پردازي‌ها در مورد کارهاي اين جادوگران نيز بيشتر و بيشتر مي‌شد. بد نيست گفته شود که در همان زمان، بيش از 300 نفر که مظنون به جادوگري بودند، به مرگ محکوم شدند. عده‌اي را گردن زدند و شماري را نيز در آتش انداختند.

براي مردم روز چهارشنبه‌ای که جادوگران به محل جشن‌، مي‌رفتند تاشيطان را ملاقات کنند و به شادماني بگذرانند، لحظات خطرناکي به شمار مي‌آمد. به باور مردم، آنها مي‌توانستند هرگونه آسيبي را به رهگذران و مسافران وارد آورند. مردم هميشه گوش به زنگ بودند که خود را از آسيب آنها در امان بدارند. به اين منظور بر روي همه‌ي درها و وسايل خود، علامت صليب را مي‌چسباندند يا نقاشي مي‌کردند و مهم‌تر از همه آن‌که وسايل ضروري خود را در کنار تخت خويش قرار مي‌دادند.

رنگ زرد، رنگ مخصوص عيد «پاک»

 رنگ مخصوص عيد کريسمس، رنگ قرمز است و رنگ ويژه ي عيد «پاک»، رنگ زرد. انتخاب رنگ زرد براي عيد پاک، با رنگ زرد گل نرگس است که در اين فصل به فراواني مي‌رويد و آن را به سوئدي Påskliljor مي‌گويند. از طرف ديگر، بايد گفت که رنگ زرد، رنگ خورشيد هم هست که در آغاز فصل بهار، براي رويش گياهان و زندگي دوباره‌ي طبيعت، اهميت حياتي دارد. گذشته از اين دو مورد، بايد گفت که تخم مرغ نيز که جزو جدايي ناپذير مراسم عيد «پاک» است، زرده‌ي آن به رنگ زرد  و نماد زندگي و زايش است. حتي انتخاب جوجه‌ها که زرد رنگ هستند، باز براي تقويت انديشه‌ي مورد نظر از جايگاه قابل تأملي برخوردار است.

تخم مرغ درِِعيد «پاک»

گفتيم که وجود تخم‌مرغ در عيد «پاک» از ضرورت‌هاي برگزاري اين سنت است. جز اين، تمام وسايلي که بر روي ميز چيده مي‌شود و در مغازه ها به فروش مي‌رسد در همين رابطه هست. از جمله مجسمه‌هاي مرغ، خروس، جوجه و تخم مرغ. در سوئد از زمانهاي بسيار دور ، تخم مرغ، نماد و سمبل زندگي و ادامه‌ي نسل‌هاي انساني بوده‌است. همچنان‌که در فرهنگ ما نيز اين باور وجود دارد و تخم مرغ رنگين از اجزاء سفره ي هفت‌سين در مراسم نوروزي ماست.

 اندیشه‌ی پویا و زندگی بخش در این موضوع آن است که شکل بیرونی تخم‌مرغ، ظاهری سرد و بی‌جان دارد اما همین ظاهر بی‌جان، ناگهان ترک برمی‌دارد، می‌شکند و موجودی زنده و لطیف و سرشار از زندگی، از درون پوسته‌ی آن بیرون می‌آید. خود این مسئله و شباهت فراوان آن به آنچه که در عید «پاک» روی می‌دهد، یعنی پیروزی زندگی بر مرگ، ظهور عیسی مسیح و زندگی دوباره‌ی طبیعت با آغاز فصل بهار و گرما، پیوند محکمی را با فلسفه‌ی وجودی تخم‌مرغ و استفاده از آن ایجاد می‌کند.

علاوه ‌بر آن، تخم‌مرغ بازی در شکل‌های گوناگون آن، از بازیهای رایج در دوران عید «پاک» بوده و هست. همچنین تخم‌مرغ بازي در روز سیزده ‌نوروز، این شباهت‌ها را در برگزاری آیین‌های بهاری در سراسر جهان بیشتر می‌کند. از غذاهای ویژه‌ی روزهای عید پاک، می‌توان از گوشت گوسفند یا برّه، تخم‌مرغ آب‌پز، ماهی و نیمرو نیز نام برد.

برگردان: پروین

 

بازگشت به صفحۀ نخست