|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس|
بهاي کنيزان گرجي در ايران ارزان ميشود بخش سوم
آغامحمدخان در تهران خود را آمادهي نبردي بزرگ و لشکرکشي به قفقاز و گرجستان ميسازد. در هجوم به اين نواحي است که زنان بسياري را نيز از آن ديار به اسارت ميگيرد. در اين لشکرکشيها، او از هيچگونه خشونتي دريغ نورزيده است. چنانکه در «ناسخالتواريخ» آمده: «آغامحمدخان بعد از تهيهي تصرفات، هفتاد تن از اعيان گرجيان را عرصهي شمشير ساخت؛ آنگاه به شهر تفليس درآمد و لشکر، دست به يغما برگشادند و چندان که دانستند و توانستند از زر و سيم و ديگر اشياء نفيسه حمل دادند و پانزده هزار تن از زنان و دوشيزگان و مردان و پسران را اسير و دستگير ساختند و کشيشان را دست بسته به رود ارس انداختند.» مورخ معاصر ازبک، «فتحالله عبداللهيف» به نقل از روزنامهي «قفقاز»، در شرح اين وقايع مينويسد: «دشمن با جنگ و ستيز وارد «تفليس» شد. سپاهيان ايراني بلاياي وحشتناکي بر شهر وارد آورده، دست به قتل و غارت زده و بخش قابل ملاحظهاي از سکنهي آن را نابود ساختند. بچههاي شيرخوار را از آغوش مادران برميگرفتند و از پاي، آنان را گرفته، به دونيم ميکردند، تا تيزي شمشييرهاي خود را بيازمايند. زنان را تحقير کرده و آنان را به اردوگاه خويش ميبردند و وادارشان ميکردند که کودکان خود را در جاده رها کنند. شمايل حضرت «مريم» را روي پل رودخانهي «کورا» گذاشته، گرجيان را وادار ميکردند که آن را لگدمال کنند، و بدين وسيله آنها را تحقير مينمودند و هر کس به اين کار تن درنميداد، بلادرنگ او را از پل به رودخانهي «کورا» ـ که ديگر پر از اجساد شده بود ـ پرتاب ميکردند. جاده، پر از کودکاني بود که توسط ايرانيها از مادرانشان جدا شده و اينک بهخاطر مادرانشان زار زار ميگريستند. فاتحان، گرمابههاي مشهور شهر را که از سنگ مرمر و گرانيت ساخته شده بودند، ويران نموده، قورخانه و ضرابخانه را نابود کرده و مدارس، چاپخانه و کليساها را ازبين ميبردند. کتابخانهي غني گرجستان به غارت رفت.» نقل از کتاب «سياست و حرمسرا، زن در عصر قاجار»، نوشتهي خسرو معتضد ـ نيلوفر کسري» *** قسمتهای گوناگون حرمسرا را در بخش «گفتار گویا» بشنوید.
|
|
|
|