|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس|
حرمسراي هزار
نفرهي «فتحعلي شاه» قاجار بخش چهارم
اگرچه مورخين ايراني عصر قاجار، از دومين شهريار اين سلسله بهعنوان خاقان کشور، مردي خوشاندام، دلير و لايق ياد ميکنند، بيگانگان، بهويژه ديپلماتهاي خارجي که باب رفت و آمد به ايران را گشوده بودند، تصوير ديگري از او ارائه ميدهند. آنان «فتحعليشاه» را مردي خوشگذران، لاابالي، بيلياقت، خسيس، دهنبين، بيارزش و به شکلي جنونآميز زن دوست ميدانستند. در سايهي حضور چنين موجود نالايق و ناتوان و در دوران حاکميت او بود که هفده ولايت قفقاز از ايران جدا شد. شاه قاجار عليرغم مشکلات سياسي کشور، زندگي افسانهاي خويش را که آميخته به شادکامي و هوسهاي سيريناپذيري بود در چهارديواريهاي کاخهاي عفن خود ميگذراند. تفريح در حرمخانه، سواري، شکار و بازي با ورق، از سرگرميهاي عمدهي او بود. ميزان برد و باخت در حرم شاهي به حدي بود که هر کنيز، سالانه، مبلغي تا حدود پانزده هزار تومان بهعنوان پاداش دريافت ميکرد. شاه قاجار با وجود داشتن هزار زن عقدي و صيغه، اِبايي نداشت که بازهم رقاصهها، مطربها، بازيگرها و خوانندههاي زن تهران را به قصر خود فراخواند و حتي بدانها مسکن دهد. اين لوليان شهرآشوب، همهي هنرهاي ممکن سرگرم کننده را همراه با زيبايي و دلربايي با خود به قصر شاهي ميآوردند و مجلس عيش شاه را با دف و تارو کمانچه و سنتور و تنبک بدل به مرکز هوسهاي انساني ميکردند. از ميان آنان ميتوان از مطربههايي چون استاد «زهره» و استاد «مينا» که شاديآفرين بزم او بودند، نام برد.
رامشگر حرم فتحعليشاه ، تصوير از «لوئِيز دوبووا» نقاش و سياح فرانسوي هنگامي که پاي مستشاران خارجي به دربار باز ميشود، انبوهي از جلوههاي رفتاري ايرانيان از جمله تجملپرستي طبقات گوناگون اجتماعي در خانهها، قصرها، باغها، ضيافتها و نيز آداب مفصل ناهار و شام با غذاهاي خوشمزه و متنوع، صرف قهوه و کشيدن قليان، لباسها، بازارها، گرمابهها، کاروانسراها و مخصوصاً حرمسراهاي اينان، اعجاب و شگفتي بيگانگان را برميانگيزد. مستشار فرانسوي «گاسپار دروويل» مينويسد: «بخل و خست فتحعليشاه بياندازه است. او لذتي جز روي هم انباشتن خزاين ندارد. همه ساله قريب ده تا دوازده ميليون فرانک جواهر گرانبها ميخرد و آنها را در صندوقها روي هم ميريزد. ضمناً طلاي بيحسابي جمعآوري ميکند. شکي نيست که به زودي کشور خويش را ورشکست خواهد کرد.» *** «طاووس خانم» سوگلي «فتحعليشاه» که بود؟ «طاووس خانم» که بعدها ملقب به «تاجالدوله»ي اصفهاني شد از گرجيزادگان مقيم اصفهان بود که در آن شهر در يک خانوادهي فقير گرجي پا به عرصهي حيات گذاشته بود. راهيافتن پريرخان گرجي به حرمسراهاي پادشاهان و دولتمردان ايراني از دوران صفويه آغاز شده بود. زماني که «شاه عباس» به گرجستان لشکر کشيد و آنجا را تصرف کرد، شصت هزار کنيز گرجي را با خود به ايران آورد. در باب چگونگي آشنا شدن «فتحعليشاه» با اين دخترک گرجي، چنين نقل ميشود که شاه در يکي از سفرهايش به اصفهان، دختر ده، يازده سالهي ژندهپوشي را ميبيند که صورتي زيبا، موهايي طلايي و چشماني فيروزهاي رنگ دارد. اين برخورد با دختر مورد نظر، احساسات شاه را به شدت دگرگون ميکند. «فتحعليشاه»، اسب خود را از رفتن باز ميدارد و به يکي از خواجهسرايان دستور ميدهد که ترتيب بردن دختر را به حرم شاهي بدهد. شب وصل، بستر زفاف را بر تختي گوهر نشان ميگسترند که «تخت خورشيد» نام دارد. شاه قاجار به ياد آن دقايق شيرين همبستري با «طاووس خانم»، تصميم ميگيرد نام «تخت خورشيد» را به «تخت طاووس» عوض کند. در مورد ويژگيهاي تخت طاووس، «لردکرزون» فرانسوي چنين مينويسد: «اين تخت مثل تختخواب سفري است که اکثر فرمانروايان مشرق زمين بهکار ميبردهاند.علاوه بر آن يک اثر ارزشمند، گرانبها و زيباست. سراسر اين تخت با ورقههايي از طلا پرداخت شدهاست و با ظرافت و هنرمندانه آن را قلمزني و ميناکاري کردهاند. اين تخت با سنگهاي گرانبها مکلل گرديده است. تخت طاووس، هفت پايهي جواهر نشان و دو پله دارد که بر پشت اژدهايي قرار گرفته است. همچنين داراي ديوارهي ظريفي است که گرداگرد آن را با کتيبه زينت دادهاند و پشتي برآمده و بلند آن، سراسر پوشيده از جواهر است. تخت مورد نظر در قسمت وسط، بلندي بيشتري دارد و بر رأس آن ستارهي گردي از الماس نصب شدهاست. در طرفين اين ستاره، دو پرندهي جواهر نشان ديده ميشود که بر گوشهي چهارچوبهي عقبي به روي هم قرار داده شدهاند.» *** قسمتهای گوناگون حرمسرا را در بخش «گفتار گویا» بشنوید.
|
|
|
|