|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس|
طاووس خانم، سوگلي فتحعليشاه و سرانجام او بخش پنجم
در بخش پيشين تا بدانجا اشاره کرديم که شاه قاجار به همبستري «طاووس خانم» بر روي «تخت خورشيد» دست يافت و به افتخار نام او، نام آن را به «تخت طاووس» تغيير داد. «طاووس خانم» پس از چندي لقب «تاجالدوله» يافت. شاه با اهداي جواهرات و توجه خاص به او، سعي داشت تا احترام اهل حرم را نسبت به او برانگيزد و علاقهي خود را به او نشان دهد. از اين رو براي وي عمارتي خاص، موسوم به «چشمه» ساخت که کاخي باشکوه با باغ و بستاني دلگشا و پهناور بود. او حتي گروه ارکستر ويژهي خود را داشت که «بيگم رستمآبادي» معروف به «يارشاه» و دختر آقا محمدرضاي موسيقيدان معروف به «شاهوردي» از جمله اعضاي آن گروه بودند. «طاووس خانم» داراي سه دختر و سه پسر شد و تا هنگام مرگ «فتحعليشاه» در حرمسراي او زندگي کرد. او عليرغم خواهش شاه، هرگز نپذيرفت که به عقد او درآيد و تا پايان زندگي شاه، صيغهي او باقي ماند. پس از مرگ شاه، «طاووس خانم» به بينالنهرين- عراق امروز- رفت و در «نجف» اقامت گزيد. در آن جا به خريد املاک و وقف آنها پرداخت. دوبار نيز به حج رفت و سرانجام در سال 1262 هجري قمري درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد. امروزه نيز تصوير نقاشي شدهي «تاجالدوله» در کاخ گلستان تهران، در موزهي نگارخانه نگهداري ميشود. تصوير مورد نظر، حکايت از زيبايي خاص او دارد. اين مورد نيز گفتني است که «طاووس خانم» طبع شعر نيز داشت. زماني که او دختر جواني بود، شاه جمعي از فضلا را براي آموزش او انتخاب کرده بود تا علوم ادبي، منطق و مباني بيان را به او آموزش دهند. اين آموزش چنان تأثيري داشت که ذوق سرودن شعر را در او بيدار ساخت. از استادان وي، ميتوان از «معتمدالدوله نشاط» نام برد. او از صداي خوبي نيز بهرهمند بود. شعر زير نمونهاي از اشعار «طاووس خانم» است که زير عنوان «تاج الدوله» خطاب به شاه سروده است:
باد از سر کوي تو
گذشتن نتواند از آنجا که «فتحعليشاه» نيز طبع شعر داشت، از جمله براي سوگلي خود «طاووس خانم» شعر ميسرود نمونهاي از اشعار او را نيز بخوانيد:
دهنت تنگتر از
ديدهي مور اين پادشاه در وصف ديگر گلرخان حرم نيز اشعار بسياري سرودهاست. *** دوران سلطنت «فتحعليشاه» قاجار اگر چه براي خود او دوراني باشکوه و دنيايي پر از لذت و ثروت و نيز معاشرت و مباشرت با زنان زيباروي ايراني و غير ايراني بود، اما براي ملت ايران، ثمري جز بدبختي، گرسنگي، فقر و بيماري نداشت. بيماري وبا، تيفوس و طاعون بيداد ميکرد شهرها هر روز ويرانتر و مردم فقيرتر ميشدند. جنگهاي ايران و روسيه، کشور را به تجزيه و نابودي کشاند تا آن جا که هفده ولايت از ولايات ايران از کشور جدا شد. حملهي افغانها و ترکمانان در شرق و شمال شرقي کشور، آرامش را از مردم گرفته بود. نفوذ بيش از حد انگلستان نيز موجب تجزيهي «هرات» و قسمتهايي از شرق ايران شده بود. *** قسمتهای گوناگون حرمسرا را در بخش «گفتار گویا» بشنوید.
|
|
|
|