|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس|
بزم شاه در حرمسرا و رزم سربازان در قفقاز بخش هفتم
زماني که نقشهي تجزيهي ايران به دست دولتهاي خارجي کشيده ميشد، در درون قصر شاه قاجار نيز نقشهي مسابقهي بزرگ «نرمتنان» و مقدمات به اجرا درآمدن آن فراهم ميآمد که کمتر از مسابقهي دختر شايستهي جهان در اين دوران، هيجانانگيز نبود و مخارج بسياري را بر گُردهي مردم فقير و تهيدست ايران تحميل ميکرد. آن سال سومين زمستان از سالهاي سلطنت «فتحعليشاه» بود. زمستاني سخت که مرگ و مير فراوان بهدنبال داشت. در اثر ريزش بسيار برف، راهها بسته شده بود و هيزم و آذوقهي کافي در اختيار مردم نبود. علاوه بر سرما و گرسنگي، مردم دچار نوعي بيماري شده بودند که بعدها نام « آنفلوآنزا» به خود گرفت. همه روزه بسياري از مردم فقير در گوشه و کنار پايتخت براثر گرسنگي و سرما جان خود را از دست ميدادند. بيماري وبا، تيفوس و طاعون هر چند سال، به جان مردم شبيخون ميزد. مردم با قحطي و گرسنگي دست به گريبان بودند و بيگانگان نيز با دسيسههاي گوناگون در پي تجزيهي کشور کمين کرده بودند. شاه هوسران قاجار فارغ از غم گرسنگي مردم و مرگ و مير آنها، در ميان زنان حرمسراي خود ميلوليد و اشتهاي سيريناپذيرش به دنبال زنان تازه و تجربههاي تازه در زمينههاي جنسي بود. او دور از همهي مرگ و ميرها که بيشترشامل حال کودکان و سالمندان ميشد، خود را براي لذتبخشترين مسابقهي نرمتنان که سوگليهايش آن را ترتيب داده بودند، آماده ميکرد. قرار بر اين بود که از نقاط گوناگون کشور در اين مسابقه شرکت کنند. همهي برندگان، افتخار صيغه شدن شاهانه را به خود اختصاص ميدادند. تصميم گرفته شد که بسياري از دختران درباري و شخصيتهاي مهم را به حرمخانه دعوت کنند که پس از صرف ناهار در غروب يک روز جمعه، مسابقه اجرا شود. در آن روز، رفت و آمد نوکرها و فراشها و ورود بسياري از زنان و دختران با چادر و روبنده و سوار بر قاطر، خبر از واقعهاي تازه ميداد. يکي از تالارهاي بزرگ اندرون در قصر«گلستان» به محل برگزاري مسابقه اختصاص داده شده بود. تخت زرين مخصوص جلوس سلطان در قسمت شمالي تالار گذاشته شده بود و روي کفپوش عريض و طويلي که قسمت اعظم تالار را پوشانده بود، هزاران تکه از پارچههاي ريز و درشت ابريشمي به چشم ميخورد.
در خلال روز از ميهمانان که بخشي از آنها را مادران و خواهران افراد شرکت کننده تشکيل ميدادند، با شربت گلاب، آلبالو، بهار نارنج، عرق بيدمشک و ميوههاي فصل و غذاهاي شاهانه پذيرايي ميشد. شاه، تنها فرد مذکر اين مجلس بود که به مناسبت مقام خود، محرم همه به حساب ميآمد.. مجمعههاي غذاهاي شاهانه به فراواني در سراسر سفره چيده شده بود. نوازندگان نابينا به فرمان شاه با چنگ و رباب و کمانچه و سنتور، بزم شاه را هيجانانگيزتر ميساختندد و کنيزان سياهپوست که از زنگبار و سواحل ماداگاسکار و سودان به ايران آورده شده بودند، قليان و قهوه به حاضران تعارف ميکردند. در چنين زماني، در منطقهي قفقاز، سربازان ايراني در آن زمستان سرد و مردافکن که فاقد لباس گرم بودند از سرما به خود ميپيچيدند و يکي پس از ديگري بر اثر بيماري جان خود را از دست ميدادند. از سوي ديگر، در چنين جشني است که شاه قاجار، شيفتهي دختري ميشود که در چند متري اونشسته است. پس از برگزاري مسابقه زماني ميرسد که شاه بايد جوايز را به برنده يا برندگان بدهد. اما او خشمگين ميشود و از دادن جوايز به دختران خودداري کرده و با قهر به اندرون ميرود. در اين ميان، تنها يکي از سوگليهاي او ميفهمد که دليل رنجش شاه، برنده نشدن همان دختري بوده که بيش از ديگران نظر او را به خود جلب کرده است. آن شب دختران و زناني که از راه دور آمده بودند شب را در حرمخانهي گرم و روشن دربار«فتحعليشاه» ماندند. زنان حرم درصدد رفع کدورت شاهانه برآمدند و به همين دليل، دختر مورد نظر او را که «جميله» نام داشت براي پذيرايي و ورود به حرم شاه آماده کردند. سلطان قاجار با ديدن او ميگويد حيف است که نام چنين لعبتي «جميله» باشد. از امروز نام او را «گُلبَدَن» ميگذاريم. آنگاه شعري را که در وصف او سروده بود براي حاضران ميخواند:
قـــامت مـــوزون
تو قــد صنوبـــــر شکست ***
قسمتهای گوناگون حرمسرا را در بخش «گفتار گویا» بشنوید.
|
|
|
|