|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس |
زنان قاجار در اسارت مناسبات اندروني و بيروني بخش دوازدهم
در عصر قاجار، شيوهي پوشش زنان در محيط خانه و بيرون از آن، متفاوت بود. نوع پوشش آنان را در درون خانه از لحاظ تاريخي ميتوان به سه دوره تقسيم کرد:
دورهي اول، از
ابتداي دوران قاجار تا مسافرت «ناصرالدينشاه» به فرنگ. دورهي اول، از ابتداي دوران قاجار تا مسافرت «ناصرالدينشاه» به فرنگ لباس زنان را در دورهي اول، پيراهن کوتاه بدون يقهاي تشکيل ميداد که جلوي آن باز و دکمههاي زرين و مرواريد نشان زينتبخش آن بود. نزد خانوادههايي که از ثروت کافي برخوردار بودند، اين دکمهها از طلا و مرواريدبود. نوع پارچهها ابريشمي بود که گاه چندين رشته مرواريدبه دور يقه دوخته ميشد. معمولاً پيراهنها را شلواري گشاد، مانند شلوار مردان و نيمتنهاي کوتاه به نام «ارخالق» تکميل ميکرد. بر روي آن «چاپکين» ميپوشيدند که عبارت بود از پيراهن بدون يقهاي که جلوي آن باز بود و در زير کمر، از چپ به راست دکمه ميخورد. پوشش سر را نيز پارچهاي به شکل سهگوش تشکيل ميداد که به آن «چارقد» ميگفتند و از انواع آن ميتوان به دو نمونهي چارقد «قالبي» و «آفتابگرداني» اشاره کرد. دورهي دوم، از مسافرت «ناصرالدينشاه» تا پايان عصر ناصري و ابتداي دورهي مظفّري مسافرت ناصرالدين شاه به فرنگ و روسيه و ديدن بالرينهاي «پترزبورگ» كه شلوار بافتهي چسبان و نازكي به پا ميكردند و دامن هاي بسيار كوتاهي به اندازه يك وجب روي آن ميپوشيدند، شاه را بر آن داشت كه زنهاي حرم خود را به پوشيدن اين نوع لباس تشويق کند. او زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چين دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شليته هاى كوتاه بپوشند و سر و موى خود را نيز با روسرى هاى سفيد ساده بپوشانند. سليقه شاه اندك و آرام از درون حرمسرا به بيرون سرايت كرد و بسيارى از زنان و دختران خواص نيز به آن گراييدند اما اين خواست در ميان مردم عادي و به دليل فضاي مذهبي حاکم بر جامعه، جاي خود را پيدا نکرد.
دورهي سوم، از ابتداي دورهي مظفري تا پايان دورهي قاجار در اين دوره، کت و دامن و لباس به شيوهي فرنگي بهويژه در ميان زنان طبقهي مرفه افزايش يافت. خانوادههاي وابسته به دربار از اين نوع پوشش استفاده ميکردند و زنان روشنفکري چون «قرةالعين» نيز بدون حجاب در جمع ظاهر ميشدند. لباس بيروني خانمها، چادر يکشکل و همانندي بود که سر تا پاي زنان را کاملاً ميپوشاند و معمولاً از پارچههاي ابريشمي، پشمي، تافته و اطلس بود که به رنگهاي سياه، آبي پررنگ و آبي نيلي تهيه ميشد. عموم زنان ديگراز پارچه هاي نخي راه راه يا گلدار استفاده ميكردند كه با دو شيوهي دوخت از هم شناخته ميشدند. بر روي اين چادرها روبندي بهمنظور پوشاندن چهره استفاده ميشد که پارچههاي چهارگوش و يا مستطيل شکل بود و قسمت پوشش چشمها را توردوزي کرده بودند. اين روبنده توسط قلابهايي به پشت سر بسته ميشد. چگونگي شکل و نوع اين قلابها مشخصکنندهي طبقهي اجتماعي فرد بود. و بالاخره قسمت بعدي اين پوشش را چکمهاي به نام «چاقچور» تشکيل ميداد. در اواخر دورهي قاجار، نوعي روبنده به نام «پيچه» متداول شد که کوچک و مربع شکل بود و از موي دم اسب تهيه ميشد. اما لباس زنان ايلياتي و روستايي که اکثر آنها در کارهاي اقتصادي خانواده سهمي داشتند، بهمراتب شکل راحتتر و آزادتري داشت. بيشتر آنها از همين لباسهاي محلي امروزه استفاده ميکردند. روح حاکم بر زندگي مردم در دورهي قاجار، روح مذهبي بود و آموزش و تربيت کودکان نيز بر همين اساس قرار داشت. مهمترين رکن اجتماعي، خانواده بود که از شوهر، زن يا زنان و فرزندان تشکيل ميشد. جايگاه زن در چنين جامعهاي، در اندرون خانه بود و به مراتب دور از تغيير و تحولاتي بود که در جامعه رخ ميداد . محل سکونت از دو قسمت اندروني و بيروني تشکيل ميشد. مرد خانه در بخش بيروني آن حضور داشت. ميتوانست از دوستان، آشنايان و ديگر مراجعين پذيرايي کند و کليهي فعاليتهاي خود را در آنجا انجام دهد. از آنجا که نقش مذهب در چنين جامعهاي، نقشي اساسي بود، گزينههاي تربيتي و آموزشي خانواده را مسجد، وعظ و قوانين و سنتهاي جاري جامعه تشکيل ميداد. نقش خانواده، انتقال انديشههاي مذهبي به کودکان بود و پدر نيز پيشه و هنر خويش را به فرزند ميآموخت تا جانشين بلافصل او گردد. ازدواج و گونه هاي مختلف آن در دوران قاجار
در دوران قاجار سن
ازدواج بر اساس موازين اسلامي بود و ازدواجها به دو شکل صورت ميگرفت:
تاجالسلطنه «تاجالسلطنه» دختر «ناصرالدينشاه» در خاطرات خود مينويسد: «تمام ماها را که مردم براي خودشان يا پسرانشان ميگرفتند، مقصود اصلي و نقطهنظر، خودشان بودند که بهواسطهي داشتن دختر سلطان در خانه، هرگونه تعدي و تخطي نسبت به مال و جان و ناموس مردم ميکنند، مؤاخذه نشوند و مختار و مجاز باشند. بيچاره ما که اسلحهاي براي مردم بوديم.» از اين دسته ازدواجها ميتوان به ازدواجهاي «عزتالدوله» خواهر «ناصرالدينشاه» اشاره کرد. او نخست با «ميرزاتقيخان اميرکبير» ازدواج کرد. اما پس از توطئهي دربار، عليه «امير» و قتل او بر اثر فشار اطرافيان، با وجود اين که هيچگونه رضايتي نداشت به عقد ازدواج پسر «ميرزا آقاخان نوري»، (قاتل امير کبير) درآمد. بعدها از او نيز طلاق گرفت. «عزتالدوله» تا پايان عمر خود حدوداً پنج بار ازدواج کرد. نامهاي که او در همين رابطه براي برادر خود «ناصرالدينشاه» مينويسد چنين است: «گويا کمينه جزو اسباببازي سلطنت و صدارتم که هر کس صدراعظم ميشود، من بايد در خانهي او زندگي کنم.»
عزتالدوله
«مادام ديولافوا» قبل از ورود به تهران با درشکهي مجلل امام جمعهي تهران برخورد ميکند و در سفرنامهي خود مينويسد: «امام جمعهي تهران يکي از علماي متنفذ شهر به شمار ميآيد و علاوه بر اين به دامادي شاه نيز مفتخر است». از عوامل ديگر ازدواج که بدترين شيوه و شکل آن ميتواند باشد، وجود نابسامانيهاي اقتصادي جامعه را ميتوان نام برد که به دليل فقر و تهيدستي، با دختران به شکل کالا برخورد ميشد. به اين معني که دختران بهعنوان کالا به جاي پول يا جنس معامله ميشدند. گاه اتفاق ميافتاد که اهالي يک شهر يا روستا و يا محل، پول کافي براي جوابگويي به خواستهاي واليان و يا حاکمان آن منطقه نداشتند. مردم به ناچار بايد دختران خود را به آنها پيشکش ميکردند. برخي از اين حکام در مقابل ماليات دريافت نشدهي اهالي، دخترانشان را بهزور تصاحب ميکردند. در نطق يکي از اين واعظان در جريان نهضت مشروطيت آمدهاست که در يکي از سالها چون وضع محصولات کشاورزي بسيار خراب بود و مردم نميتوانستند از عهدهي دادن ماليات به حاکم آنجا برآيند، به دستور وي، سيصد دختر از مردم بدهکار را گرفتند و به ترکمانان فروختند. برخي از اين دختران را از خواب ناز در کنار مادرشان بيدار کردند و وحشيانه بردند.
چند همسري يا
داشتن زنان گوناگون در اين دوره بسيار متداول بود. بهطور کلي زنان عقدي از موقعيت
بهتري نسبت به زنان غيرعقدي برخودار بودند. اينان معمولاً از طبقات همطراز انتخاب
ميشدند. گروه ديگري از زنان که در اين دوره حضور داشتند، کنيزان بودند که به راحتي در ايران آن دوره، خريد و فروش ميشدند. اينان در درون خانه بهعنوان نوکر يا کلفت کار ميکردند و پس از مدتي جزو اعضاي خانواده بشمار ميآمدند. در مناطق مهم اقتصادي کشور، زنان همپاي مردان و گاه بيش از آنها در تهيهي فرآوردههاي اقتصادي نقش داشتند. در نواحي شمال ايران، بسياري از توليدات کشاورزي توسط زنان صورت ميگرفت. زنان عشاير نيز از ديرباز عمدهترين توليدکنندگان محصولات دامي بودهاند. شايد همين نقش برجستهي زن در زمينهي فعاليتهاي توليدي در زندگي ايلياتي، زمينهي ازدواجهاي گوناگون و رواج چند همسري را فراهم آورده باشد.
از آنجا که دامداري اساس توليد اقتصادي بوده است، چند همسري در رابطهي مستقيم با تعداد دامها و تقسيم کار قرار ميگرفت. در مواردي حتي زن ارشد، خود به خواستگاري ميرفت تا براي شوهرش همسري جديد بياورد و در نهايت، ميزان بهرهکشي او نيز کاهش يابد. از جمله فعاليتهاي اقتصادي اين زنان ميتوان به انجام کارهاي دستي، بافتن قالي، جاجيم و گليم، بافتن پارچه، تهيهي خشکبار و لبنيات، ريسندگي و بافندگي، گلدوزي، قلابدوزي، تهيهي رويهي گيوه، داشتن شغل خياطي، مامايي، دايگي و پرستاري اشاره کرد. نکتهي بسيار مهم در زندگي اجتماعي زنان دورهي قاجار، اين است که هر چقدر زنان در توليد اقتصادي نقش بيشتري داشته باشند، از آزادي اجتماعي بيشتري بهرهمند شده و از احترام و قدرت بيشتري نزد شوهر خود برخوردار ميشدند. در اين دوره، زناني که متعلق به قشرهاي پايين جامعه بودند، سهم بيشتر و اساسي تري در تهيه و توليدات اقتصادي داشتند تا زنان طبقات متوسط و بالاي جامعه. *** قسمتهای گوناگون حرمسرا را در بخش «گفتار گویا» بشنوید.
|
|
|
|