برنامهی
«ادبیات ایران» برنامهای بود که زنده یاد «اخوان ثالث» در دههی چهل، تهیه و اجرا
میکردهاست. این برنامهها با عنوان «گشتوگذار در شهرهای شعر و ادب» تهیه میشده
و دربارهی موضوعهای گوناگونی مانند: «پارسیگویان هند و پاکستان»، «مثلها و
شعرها»، «هایکو و شعرهای کوتاه فارسی»، «زمان در شعر ناصرخسرو» و… بودهاست
این مجموعه برنامه شامل زندگی، شعر، پژوهشها، نامهها، حاشیه نویسیها، نقدها
گفتار و مقالات اخوان بود که با حضور و شرکت دوستان، شاگردان و خانوادهی این شاعر
تهیه و از مهرماه هشتاد هفت در مجموعه برنامهی «دارالفنون» از رادیو ایران پخش شد
در اینجا یک بخش از این برنامهها را با عنوان «گفتگو در بارهی دیوانگانی که
داهیانه و بیپروا سخن میگویند» بشنوید که «اخوان» اشاره به شعر «شیخ فریداالدین
عطار» نیشابوری دارد
آخر
شاهنامه
« هان، کجاست
پایتخت این کجآیین قرن دیوانه؟
با شبانِ روشنش
چون روز،
روزهای تنگ و تارش، چون شب اندر قعر افسانه.
با قلاع سهمگین سخت و ستوارش، با لئیمانه تبسم کردن
دروازههایش، سرد و بیگانه.
صبح از من مانده برجا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمی کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
سلامت را
نمیخواهند پاسخ گفت،
[سرها در گریبانست.
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
که ره تاریک و لغزانست.
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزانست.