صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

   

نخستين دروغ سیزده

نخستین دروغ سیزده نوروز که ما در هیرمند به کار گرفتیم، احتمالأ در سال 1338 به چاپ رسید. در آن سال‌ها ما، در مشهد یک شخصیت جالب و دوست‌داشتنی  داشتیم که یک استوار نیروی هوایی، از تیپ هاردی، همبازی لورل بود. قدی بلندتر از او و پوست و گوشتی ملایم‌تر و اخلاقی خوش و طبعی شوخ داشت. برخوردهایش صادقانه و باصفا بود. از کسانی که برغم او آقاصفت بودند، بی‌ریا مطالبه‌ی پول می‌کرد و هر چه به او می‌دادند، می‌گرفت و به قول خودش خرج بچه هایش که چند بار دوقلو به دنیا آمده بودند اختصاص می‌داد. اما بلافاصله برای جبران این محبت برایشان سیگار، ورق بازی، مشروب، که به مناسبت شغل خود و ارتباط با مستشاران آمریکایی نیروی هوایی تهیه‌اش برای او آسان بود، می‌آورد و معمولأ ضرر می‌کرد و غالبأ وجوهی را که با یک سلام نظامی و یا حرکت دوستانه از این و یا آن به او می‌رسید، بین کسانی که از خودش مستحق‌تر بودند، تقسیم می‌کرد.

او با همین حرکات و موتورسیکلت پر سر و صدایش که گاهی سوار بر آن در صف مقدم اسکورت شاه و ملکه و شاهپورها و زمانی جلوی اتوموبیل استاندار یا نایبالتولیه و تقریبأ در همهی تشریفات رسمی و نیمهرسمی دیده میشد، برای مردم مشهد، فردی شناخته شده و مشخص بود. او با همه شوخی میکرد و به همه اجازه میداد که با او شوخی کنند.

من از او عکسی خواستم که در هیرمند چاپ کنم و به او گفتم قصد دارم به مناسبت سیزده نوروز با او شوخی کنم و دروغی در رابطه با او بنویسم و او از فرط بیغمی و بیخیالی بدون آنکه سؤالی بکند به من اجازه داد که هر چه دلم میخواهد بنویسم و به چاپ برسانم.

عضلات نرم و برجستهی سینهی او مرا به فکر انداخته بود که دروغی در رابطه با تغییر جنسیت ناگهانی این شخصیت سرشناس و استوار معروف نیروی هوایی تنظیم کنم و انتشار بدهم. من این دروغ را چنان با آب و تاب پروراندم که واقعأ عامه خوانندگان هیرمند و به تبع آنها مردم عادی آن را باور کرده بودند و هر شمارهی روزنامهی روز سیزده در دامنهی کوه سنگی که آن روز مهمترین گردشگاه عمومی مشهد بود، تا سی تومان خرید و فروش شد. متأسفانه به نسخههای روزنامه ی هیرمند دسترسی ندارم که عین نوشته را منعکس کنم. به طور خلاصه، مطلب چنین تنظیم شده بود که:

شب پیش فلانی بهطور ناگهانی احساس کردهاست که جنسیت او در حال تغییر قرار گرفته و به توصیه اطباء شهر به بیمارستان شاهرضای مشهد انتقال یافته و هم اکنون گروهی از جراحان زیر نظر پرفسور بولون بلژیکی، جراح معروف و استاد  دانشکدهی پزشکی خراسان سرگرم عمل هستند که از این تغییر جنسیت جلوگیری کنند اما آنها این دگرگونی را بعید نمیدانند و به همین دلیل عدهای از مشاورین طبی و حقــوقی از هــم اکنــون در اتاق مجـاور اتاق عمــل بـه   مشورت
نشسته اند که در صورت تغییر جنسیت او، تکلیف دوقلوهای متعدد فلانی و رابطه
ی پدر و فرزندی، تکلیف رابطهی زوجیت  و خدمت سربازی و سابقه کارش چه خواهد شد.
 اضافه کرده بودم که خبر نگار آسوشیتدپرس امروز صبح خودش را از تهران با طیاره به مشهد رسانده و لحظه به لحظه، واقعه را برای خبرگزاری خود گزارش می
دهد. فرماندهی نظامی استوار مذکور به زحمت توانسته است از میان جمعیتی که در پشت در و دیوار بخش جراحی بیمارستان شاهرضا به انتظار نتیجهی کار گرد آمدهاند، بگذرد و خود را به اتاق مشاوره برساند.

با انتشار این خبر در مجلهی هیرمند و انتقال سینه به سینه و زبان به زبان آن در شهر و بهکارگیری اسم پرفسور بولون و اشاره به حضور فرمانده نظامی، اجتماع کثیر مردم در اطراف بخش جراحی و خبرنگار آسوشیتدپرس دروغ سیزده ما، درحد یک خبر واقعی انعکاس یافت و تا روز بعد که استوار ما سوار بر موتورسیکلت پر سر و صدای خود همه خیابانهای شلوغ شهر را زیر پا گذاشت، کمتر کسی در صحت این خبر تردید داشت. هنوز هم خاطرهی این شوخی به یاد جوانهای همسن و سال آن روز استوار سرشناس ما، پدر چند دوقلو باقیست.

***

در پیوند با این مطلب:

دروغ اول آوریل یا سیزده نوروز!

دروغ دوم

دروغ سوم

 

 

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس