![]() |
||
|
پيوند يول، يلدا و تولد
واژهی «یول»، «یلدا» و« تولد» دارای ریشهی مشترکی هستند که اصل آن سریانی است و به معنی متولد شدن و بهدنیا آمدن است.گروهی بر این باور هستند که شب «یلدا» شب تولد حضرت مسیح است و گروهی دیگر آن شب را شب تولد «میترا» یا «مهر» و یا همان خورشید میدانند. آنچه که اين مسئله را تقويت ميکند، کوتاهتر شدن شبها و بلندتر شدن روزها در اين فصل و سيرطبيعي طبيعت در جهت نور و گرما و روشنايي است. در ايران قديم، آغاز سال عبارت بود از دوباره زادهشدن يا دوبارهپيدايي خورشيد که البته مصادف با اول ديماه بود. به باور ايرانيان باستان، در اين زمان، خورشيد از چنگال شبهاي اهريمني رهايي يافت و جهان را با نور و گرماي خود زندگي دوباره بخشيد. خورشيد مظهر ايزد بزرگ، «ميترا» بود که او نيز نجات دهنده و مسيح جهان بود که نيروهاي اهريمني را شکست مي داد. بنا بر همين باور، روز اول زمستان که آن را انقلاب زمستاني خورشيد ميخواندند، روز تولد «ميترا» نيز بود. اين روز دقيقا مصادف ميشد با 21 دسامبر که مردم آن را جشن ميگرفتند. هنگامي که ميتراپرستي به صورت ديني درآمد و به روم رفت، همين روز، روز مقدس ميتراپرستان گشت. با پيشرفت مسيحيت، مردمي که به زور و ستم فرمانروايان مسيحي تغيير آيين داده بودند، رسمهاي ديرين خود را فراموش نکردند و به اين ترتيب ميلاد «مهر نجات دهنده» به حضرت «مسيح نجات بخشنده» منتسب گشت و با پيشرفت مسيحيت در همه جا از جمله در مشرق زمين رواج يافت و با مسيحيان سرياني به ايران بازگشت و شب «يلدا» ناميده شد.
از آنجايي که ايرانيان نيز آن را، شب تولد «ميترا» ميدانستند، اين نام را اين بار با تلفظ سرياني آن پذيرفتند. «يلدا»، شکل سرياني کلمهي «ميلاد» عربي است که از نظر معني معادل است با واژهي «نوئل»، از «تاتاليس» رومي به معني «تولد». بنابراين «نوئل» اروپايي همان شب «يلدا» يا شب «چلّه»ي ايراني است و «نوئل» حقيقي، موقع انقلاب زمستاني، يعني حدود روز 30 آذرماه و 21 دسامبر است. يکي از دگرگونيهاي بزرگ دوران ما، در مراسم عيد کريسمس اين است که در حال حاضر، «يول» يا برگزاري جشن بزرگ کريسمس، در سوئد، بيشتر جنبهي خانوادگي و فاميلي يافتهاست. اين مراسم بيشتر در درون خانوادهها اجرا و برگزار ميشود. اين تغيير روش همزمان با صنعتي شدن و مدرن شدن شيوهي زندگي، به شکل جديد آن تثبيت شدهاست. در جامعهي کشاورزي سوئد، عيد کريسمس يک جشن گروهي و اجتماعي براي يک منطقه و يا يک محله بشمار ميآمد، نه براي يک فاميل و يا يک خانواده که امروزه ما شاهد آن هستيم. در دوران کنوني، حالت گروهي برگزاري جشنهايي نظير کريسمس را ميتوان در درون موسسساتي نظير پيشدبستانها، دبستانها و محل کار ديد.
امروزه سوئديها از خرماي بم هم براي تنقلات مراسم کرِيسمس استفاده ميکنند. اما فراهم آوردن مواد لازم براي برگزارِي اين جشن بزرگ در گذشته، آسان نبودهاست. در برخي نقاط سوئد، مردم حتي در طول تابستان، تدارک مراسم کرِيسمس را ميديدند. اين امري عادي بود که پنِير مراسم «يول» را در تابستان تهِيه کنند. يعني زماني که گاوها از تغذيهي خوب و علوفه و مواد غذايي فراوان بهرهمند ميشدند. در نتيجه کيفيت شير نيز مرغوبتر از هميشه بود. در مناطقي که درخت گردوِ يا فندق به عمل ميآمد، مردم از پاييز به فکر جمعآورِي آن براي مراسم کرِيسمس بودند. که هم مصرف خوراکي داشت و هم وسيلهي بازِي و سرگرمي بود. چيزِي که هرگز فراموش نميشد، تهِيهي آبجو بود که کرِيسمس بدون آبجو، يعنِي هيچ. مقدمات کار تهیهي آبجو بايد در ماه دسامبر کاملا تمام میشد تا روزهاي برگزارِي کرِيسمس، قابل استفاده باشد. از کارهاي ديگر، تهِيهي گوشت مخصوص این مراسم بود. چند هفته پيش از فرارسيدن عيد کرِيسمس، در يک صبح بسيار زود، خوکي را که براِي مصرف گوشت در نظر گرفته بودند، ميکشتند. اين کار باید صبح زود صورت ميگرفت و رسم بر اين بود که تا دميدن روشنايي روز بايد همهي کارهاي مربوط به کشتن و تقسيم کردن و تميز کردن حيوان، انجام شده بود. حدود دو هفته مانده به مراسم کريسمس، کار پختن نان و شيريني آغاز ميگرديد. هم نان مصرفي روزانه و هم نان شيريني ويژهي مراسم عيد را در اين مدت تهيه ميشد. جهت نگهداري نان براي مدتي طولاني، آنها را خشک ميکردند. هنگام تهيهي نان، وسط آن را سوراخ ميکردند تا بتوانند از طريق چوبي که در سقف خانه جاسازي کردهبودند، آويزان کنند. شيرني را نيز گاهي به همين شيوه نگهداري ميکردند. در خلال تهيهي مواد خوراکي، چه نان، چه آبجو و يا گوشت و فرآوردههاي آن، مردم سوئد، نگران موجودي به نام (ترول (Troll بودند. به همين جهت در بستن پنجرهها و درها نهايت دقت را داشتند که از آمدن اين موجودات به درون خانهها جلوگيري کنند. براي اطمينان بيشتر، قطعهاي فلز در کنار خمير تهيه شده براي نان و شيريني قرار ميدادند.
«ترول» موجودي است که با افسانههاي اين سرزمين و کشورهاي اسکانديناويا پيوندي تنگاتنگ دارد. داراي هيئتي کوچک و شبيه به انسان، اما کريه و بدچهره است و در جنگلها زندگي ميکند. ميتوان تصور کرد که وجود اين پديده، ساختهي باورهايي است ناشي از تفکرات مردم اين کشورها با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و آب و هوايي و جنگلهاي انبوه آن. در رابطه با این مطلب:
13 دسامبر
جشن «لوسياي مقدس»
|
||
|
• صفحه نخست • نوشتارها • گفتارها • بایگانی • تماس •
|
||