صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

   

زندگي آلفرد نوبل و جايزه‌هاي او

پروين محمديان

آلفردنوبل

آلفرد نوبل در 21 اکتبر سال 1833 در استکهلم، پايتخت سوئد، ديده به جهان گشود و در دهم دسامبر  1896 در سان‌رمو، در کشور ايتاليادرگذشت. هستي او، همچون مضمون کارهايي که از زندگيش باقي گذاشت، اسرارآميز بود.

نوبل از خود، ثروتي قابل توجه و وصيت‌نامه‌اي به جاي گذاشت که نام او را در پهنه‌ي جهان مشهور ساخت. با اين وجود نمي‌توان از باورهاي او، به طور دقيق و آشکار سردرآورد. خانواده‌ي نوبل در اصل نامشان نوبليوس بوده و در شرق نُبه‌لو، در استان کريستين‌استاد زندگي مي‌کرده اند و نام آنها از حدود سالهاي 1600 براي مردم جهان شناخته‌شده بوده‌است.

اِمانوئل نوبل پدر آلفرد نوبل، مردي مخترع و صاحب نظر در امور صنعتي بود. او در حدود دو دهه در سنت‌پترزبورگ، در روسيه زندگي مي‌کرد. از جمله کارهايش در آنجا مي‌توان از ساختن مين‌هاي زيردريايي نام برد که در جنگ کريمه مورد استفاده قرار گرفته بود. به جز اين، او  تعداد قابل توجهي ماشين‌هاي توليدي نيز ساخته بوده است.

 

اِمانوئل نوبل

اِمانوئل نوبل چهار پسر داشت به نامهاي رُبرت، لودويک، آلفرد و اميل که همه‌ي آنها از استعداد فني قابل توجهي برخوردار بودند. رُبرت و لودويک، شرکت نفت برادران نوبل را تاسيس کردند و به استخراج نفت در باکو پرداختند که در زمان خود يکي از بزرگترين شرکتهاي صنعتي روسيه بود. علاوه بر اين، لودويک يکي از موفق‌ترين توليدکنندگان ابزار جنگي به‌ شمار مي‌رفت.

 

برادران نوبل( ربرت، آلفرد لودویک و امیل)

آلفردنوبل در استکهلم پا به جهان گذاشت. در نه‌سالگي به سنت‌پترزبورگ مهاجرت کرد و دوران جواني خود را در آنجا گذراند. او درسن هفده سالگي در سال 1850، سفر تحصيلي خود را به کشورهاي گوناگون آغاز کرد. مدت يک سال در پاريس، در رشته‌ي شيمي به تحصيل پرداخت. به زودي به مطالعه در زمينه‌ي مواد منفجره علاقمند شد و مطالعاتش را در زمينه‌ي کشف و اختراع مواد گوناگون تکامل بخشيد. کشف بنياني آلفرد نوبل در زمينه‌ي آتش زايي آغازين يا انفجار، توسط چاشني بود که نيروي منفجره را در نيتروگليسرين، که روغن مايع غليظي بود، رها مي‌کرد.

او نوآوريهاي ديگري نيز در زمينه‌ي مواد منفجره نيز داشته‌است. نوبل، حدودا صاحب هزار اختراع بوده که امتياز سيصد تا از آنها را به ثبت رسانده‌است. او براي زسيدن به نتيجه‌ي کار، به هر نوع خطري تن مي‌داد. علاقه و توجه او در زمينه‌ي ماده‌ي نيتروگليسرين، در پاريس بيدار شد، در پترزبورگ، به اوج رسيد و در استکهلم به فاجعه انجاميد.

پس از جنگ کريمه، اِمانوئل نوبل و آندريتا نوبل، همسر او همراه با کوچکترين پسرشاناميل به سوئد برگشتند. در آن زمان اِمانوئل در زمينه‌ي توليد مين‌هاي زميني و دريايي، موفقيت‌هاي چشمگيري به دست آورده بود. توليد او در اين زمينه، حتي توجه نيروي دريايي بريتانيا را به خود جلب کرده بود.

آندریتا نوبل

اِمانوئل در باغ هلنه‌بوري در کنار پُل‌سوندت، در جنوب استکهلم سکني گزيد. آلفرد چند سالي در پترزبورگ باقي ماند و در خلال آن مدت، با پشتکار فراوان، روي ماده‌ي نيتروگليسرين کار کرد و آزمايشات فراواني انجام داد.

در پاييز سال 1863 به استکهلم آمد تا امتياز روش جديدي را که در مورد مواد منفجره به دست آورده بود، به ثبت برساند. در هلنه‌بوري، در آزمايشگاه بزرگي که در خارج از محل اصلي سکونت او بود، به آزمايشاتش  در زمينه‌ي ماده‌ي منفجره ادامه داد. در صبحگاهي زود، در ماه سپتامبر سال 1864 فاجعه‌ي بزرگي به وقوع پيوست. تمامي منطقه از شدت انفجاري که ساختمان آزمايشگاه را به قطعات کوچکي تبديل کرده بود، آسيب ديد. انفجار تقريبا به تمام ساختمانهاي نزديک به آزمايشگاه، صدمه زده‌بود. تکه‌هاي الوار به هوا پرتاب شده بود و شدت موج ناشي از انفجار، شيشه‌هاي خانه‌هاي مسکوني را تا مساحت درازي خُرد کرده بود. پنج نفر در اين انفجار، جان خود را از دست دادند. يک تکنيسين جوان، يک پسر پادو، يک خدمتکار زن، يک کارگر رهگذر و اميل برادر21 ساله‌ي او، قربانيان اين انفجار بودند

به نظر مي‌رسد که دليل اصلي اين حادثه، آزمايشاتي بوده که اميل، برادر کوچک آلفرد نوبل با تکنيسين جواني، بطور مستقل روي ماده‌ي خالص تيتروگليسرين انجام مي‌دادند. آزمايش مزبور، انفجاري را پديد آورد که به نوبه‌ي خود، به انبار مواد منفجره در همان نزديکي سرايت کرد و پس از آن، موجب انفجار هولناکي بعدي گرديده بود. علل رخ دادن چنين حوادثي بيشتر در اين بوده که هيچکس به اندازه‌ي کافي از ويژگيهاي متغير نيتروگليسرين و رابطه‌اش با درجه حرارت، رطوبت و ميزان خالص بودن آن آگاه نبوده‌است.

زماني که حادثه روي داد، آلفرد نوبل 32 ساله، خود در همان نزديکي حضور داشت و شاهد آن بود. اما حتي مشاهده‌ي چنين حادثه‌اي نتوانست او را از پژوهشهاي بعدي بازدارد.

هِلِنه بوری پس از انفجار

آلفرد نوبل، اندامي نسبتا کوتاه و بدني ضعيف داشت و درشمار افرادي نبود که بتواند از اين نظر توجه کسي را به خود جلب کند. اکثرا تنها زندگي مي‌کرد و به حالتي از افسردگي گرفتار بود. او از مرگ و پديده‌ها‌ي اسرار آميز پس از آن، سخت هراس داشت. با اين وجود، ترس از مرگ نيز مانع از آن نشد که به تحقيقاتش ادامه دهد.

او آزمايشگاه جديدي بر روي يک کَرَجي در ترعه‌‌ي بُک‌هُلم، در شهر مِلارِِن، بنا نمود که حدود بيست کيلومتر از خود استکهلم فاصله داشت و در همانجا آزمايشات لازم را تا رسيدن به هدف نهايي خود دنبال کرد.

هدف اصلي او اين بود که ماده‌ي نيتروگليسرين را به ماده‌ي منفجره‌ي کنترل‌پذير و قابل استفاده‌اي تکامل بخشد. نوبل در اين زمينه موفق شد که پس از پژوهشهاي فراوان با روشهاي گوناگون، سرانجام دستورالعمل کار را پيدا کند. او از ترکيب ماده‌ي نيتروگليسرين و ماده‌ي اصلي سيليکون، خميري به دست آورد  و با استفاده از اين ترکيب، اگرچه مقداري از نيروي اوليه‌ي آن از بين مي‌رفت، مي‌توانست متغير بودن ماده‌ي نيتروگليسرين را مهار کند.

نوبل اين کشف جديد خود را ديناميت ناميد و امتياز آن را در سال 1867 به ثبت رسانيد. با کمک فتيله، چاشني و ماده‌ي خمير مانند، مي‌توانست به صورت ماده‌ي منفجره تنظيم گردد و مورد استفاده قرار گير

نوبل، در اين زمان ديگر تنها يک مخترع نبود، بلکه يک کارخانه‌دار، رئيس شرکت، متخصص در امور صنعتي و اقتصاددان نيز به شمار مي‌آمد. آينده‌اي درخشان انتظارش را مي‌کشيد و  ثروت هنگفتي نيز به دست آورده بود. او ترجيح مي‌دادکه وقت خود را صرف اختراع باروت بدون دود کند و از اين رو مي‌خواست که ماده‌ي منفجره‌ي ژلاتيني بسازد که مقاومتر باشد و بتواند در زير آب نيز مورد استفاده قرار گيرد.

مرد مقتدر دنيا، منزل باشکوه و زيبايي در نزديکي تريومف‌بگ خريد و مقيم پاريس شد. از سوي ديگر در اصطبل خانه‌اش، از بهترين اسبها نگهداري مي‌کرد و کالسکه‌ي خود را به چرخهايي از جنس لاستيک مجهزکرده بود و آن را محتاط و متين مي‌راند

خانه مسکونی نوبل در پاریس

لازم است گفته شود که چرخ لاستيکي در آن زمان وجود نداشت. اما از آنجا که نوبل نياز به آن را تشخيص داده بود، آن را در کنار ديگر تحقيقات علمي خود ساخت و عرضه کرد. ابريشم مصنوعي، چرم مصنوعي و موتورهاي گازي نيز از جمله هشتاد و پنج اختراعي است که توسط او به ثبت رسيده‌است.

نوبل ويلاي جديدي در سان‌رمو خريد و روح تازه‌اي به کالبد بوفورش، (شرکت اسلحه‌سازي سوئد) دميد

او همچنين آخرين ايستگاه زندگي را براي دوستداران خودکشي ارائه داد. ايستگاه مورد نظر، پانسيون آرامش‌بخشي بود با استاندارد بالا که انسانها مي‌توانستند تصميم خود را براي خودکشي در نهايت آرامش و احترام، با کمترين نابهنجاري عملي کنند. چنين طرحي هيچگاه تحقق پيدا نکرد. با اين کار، منظور نوبل آن بود که  آرامش جامعه‌ي فرانسه بيشتر درهم بريزد.

او اغلب به مرگ خود و مرگ ديگران مي‌انديشيد و در سخنان و نوشته‌هايش آن را بازتاب مي‌داد. انديشه‌ به اين که بميرد، درحاليکه اطرافيان او را فقط پزشک و کارمندانش تشکيل داده باشند، شديدا افسرده‌اش مي‌ساخت. او مي‌ترسيد که روزي به طور واقعي نميرد، اما ديگران مرده‌اش پندارند و زماني که او را در تابوت بگذارند، در زير خاک، جان بگيرد و زنده شود.

نوبل با غلبه بر همه‌ي ترسهايش، به انجام آزمايشات خطرناک خود، روي ماده‌ي نيتروگليسرين، اين وسيله‌ي متغير مرگزا، پرداخت. او به درستي و به روشني خطر ويرانسازي حتمي و آني را با استفاده از اين ماده پذيرفت بود. اما هرگز راضي نبود بپذيرد که اين خطر، از يک شرايط مشخص و معلوم به شرايطي نامشخص انتقال يابد.

بخش‌های دیگر زندگی آلفرد نوبل :

چگونگي انتقال ثروت نوبل ازفرانسه به سوئد
زندگي بي‌دردسر، براي همسر

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس