|
|
|
|
|
|
| زنان | جشنها و اعیاد | بزرگداشتها و یادمانها | گوناگون | گفتار گویا | تماس |
تاجالسلطنه، شورشی دربار قاجار
در اين بخش به يکي از مطرحترين زنان منتقد دورهي قاجار ميپردازم که با بسياري ديگر تفاوت داشت. شاهزادهاي که در دربار قاجار در ناز و نعمت زيست اما زماني که به شعور و آگاهي رسيد بهسختي از وضع دربار، رفتار پدر تاجدارش و ستمي که بر زنان ميرفت انتقاد کرد و درشمار فعالين جنبشهاي زنان قرار گرفت. اين شاهزادهي قاجار، «تاجالسلطنه» دختر «ناصرالدينشاه» بود که «عارف قزويني» سخت شيفته و عاشق او شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------- مشديگلين خانم، شهرزادي ديگر
----------------------------------------------------------------------------------------------- فخر عظمي ارغون
«فخرعظمي ارغون»، رديف دوم، نفر دوم از سمت چپ در دنبالهي مبحث تشکيل انجمنها و تشکيلات زنان، در اين بخش به زن آزاديخواه ديگري ميپردازيم که دختر او نيز در اين دوران نشان از مادر دارد. «فخرعظمي ارغون»، مادر شاعر خوب و فرهيختهي دوران ما، «سيمين بهبهاني». -----------------------------------------------------------------------------
بيبي خانم استرآبادي
درست در زماني که سواد آموزي زن، گناه بزرگي شمردهميشد و مدارس دخترانه، مخالف شرع اسلام به نمايش در ميآمد و بانگ «واي به حال مملکتي که در آن مدرسهي دخترانه تأسيس شود» در همهجا طنينافکن بود، زني روشنفکر و مبارز با نام «بيبيخانم استرآبادي» دست به تأسيس اولين مدرسهي دخترانه به سبک نوين زد و نام آن را مدرسهي «دوشيزگان» گذاشت. ------------------------------------------------------------------------------------------------------ «قرةالعين»
«قرةالعين» شاعري آزاديخواه بود که به دليل باورهاي فکري خود مورد غضب اکثر تاريخنويسان و صاحبقلمان درباري عصر خود واقع شد و به همين دليل هرگز آنچنانکه بايد و شايستهي شخصيت انقلابي و برجستهي اوست به مردم معرفي نشدهاست. از طرف ديگر، آنان که خود را در زمرهي طرفداران فکري او دانستهاند، آنچنان در بارهاش غلو کرده و گزافه گفتهاند که کار پژوهش و شناسايي بيشتر را در اين زمينه دشوار ساختهاند. فايل صوتي مربوط به «قرةالعين»، همراه با دو تصنيف از اشعار او را در پايان مطلب بشنوید. ادامه مطلب>>> ---------------------------------------------------------------------------------------------------- زنان قاجار در اسارت مناسبات اندروني و بيروني بخش دوازدهم
در عصر قاجار،
شيوهي پوشش زنان در محيط خانه و بيرون از آن، متفاوت بود. نوع پوشش آنان را در
درون خانه از لحاظ تاريخي ميتوان به سه دوره تقسيم کرد: -------------------------------------------------------------------------------------------------- «مهدعليا»، آميزهاي از دسيسه و دانش بخش یازدهم
«مهدعليا» مادر «ناصرالدينشاه» در تاريخ دورهي قاجار، حضوري همه جانبه و انکار ناپذير داشته است. اگر شاه قاجار بر تخت سلطنت مينشسته و به اميران و زيران خويش در رابطه با کارهاي مملکتي دستور ميداده است، «مهد عليا» در قصر خويش، دور از تاج و تخت رسمي شاهانه، سر رشتهي ناديدني و گاه حتي ناخواندني بسياري از کارها را در دستان خود داشته است. اي کاش اين قدرت ناديدني و گسترده، تنها در جهت آباداني کشور به کار ميرفت. دريغ عميق انسان بر آنست که ناداني و فساد، آن همه هوشياري و توانايي انساني را در راه بيداد و ويرانگري به کار انداخته بود. ----------------------------------------------------------------------------------------------- سرگرميهاي زنان حرمسراي شاهي بخش دهم
داشتن زنان متعدد و نگهداري از آنها در چهارديواري حرمسرا، با توجه به حسادتها و رقابتهاي ميان آنان، شاهان قاجار را با دشواريهايي روبرو ميساخت. شاه اگرچه در عمل مالک آنها بود و بر آنان حکم ميراند و از سوي ديگر اگر چه کنترل زنان حرم، توسط خواجهها و چشم و گوشهاي شاه صورت ميگرفت، اما با اين همه، به وجود آمدن درگيري در ميان زنان حرم، يک امر اجتنابناپذير بود و اين پديده، دردسرهايي نيز به وجود ميآورد. -------------------------------------------------------------------------------------------------- شرايط محيطي ـ زيستي زنان حرمسراي قاجار بخش نهم
بسياري از زنان اندرون شاهي، روز را با پرداختن به کارهاي دستي و هنرهاي گوناگون سپري ميکردند. از جملهي اين کارها، خطاطي، شعر و کارهاي دستي از قبيل بافندگي، نساجي، ريسندگي، آوازخواني، رقص، موسيقي، نقاشي و حتي تيراندازي و کمانداري بود. از نمونههايي که ميتوان نام برد آنست که «جيران تجريشي»، سوگلي «ناصرالدينشاه»، در سوارکاري بسيار مهارت داشت و «فخرالدوله» دختر «ناصرالدينشاه»، در تيراندازي، فرد زبدهاي به شمار ميآمد. ------------------------------------------------------------------------------- تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني بخش هشتم
«من با اميد فراواني در اين مسابقه شرکت کردم. خانوادهام در جريان جنگهاي قبلهي عالم با «حسينقلي خان» از هستي ساقط شدند. در اين ميان تنها من بودم که ميتوانستم با جلب توجه و ترحم شاه، مانع از نابودي قطعي خانوادهام شوم. برادرهايم به دستور قبلهي عالم کور شدند و مادر و خواهرهايم در بدترين وضع بسر ميبرند. فکر کردم اگر در اين مسابقه برنده شوم، با پول قابل توجهي که دريافت ميکنم مي توانم وضع نابسامان خانوادهام را، ساماني ببخشم و ضمناً جهيزيهي خوبي نيز براي خودم تهيه کنم.» ------------------------------------------------------------------------------- بزم شاه در حرمسرا و رزم سربازان در قفقاز بخش هفتم
زماني که نقشهي تجزيهي ايران به دست دولتهاي خارجي کشيده ميشد، در درون قصر شاه قاجار نيز نقشهي مسابقهي بزرگ «نرمتنان» و مقدمات به اجرا درآمدن آن فراهم ميآمد که کمتر از مسابقهي دختر شايستهي جهان در اين دوران، هيجانانگيز نبود و مخارج بسياري را بر گُردهي مردم فقير و تهيدست ايران تحميل ميکرد. --------------------------------------------------------------------------------------- «سُنبل خانم» قرباني جنون شاهان قاجار و در عين حال سوگلي شاه بخش ششم
«سنبل خانم» از مردم کرمان بود که در جريان حملهي«آغامحمدخان قاجار» به آن شهر و قتل و عام ساکنان آنجا به اسارت گرفته شد. «آغامحمدخان» از مردم کرمان نفرت داشت. به همين دليل پس از اسارت دختر، دستور کور کردن او را داده بود. «آغامحمدخان» در آغاز دستور داده بود که پيران و جوانان، زنان، مردان و کودکان اين شهر را سر ببرند و از سرهاي بريدهي آنان، مناره بسازند. اما بعد که جنون آدمکشياش اندکي کاهش يافت، دستور داد تا از انداختن زنان و کودکان به درون آتش خودداري کنند اما چشم مردان را بدون توجه به سن و سال آنها درآورده و از آنها مناره بسازند. --------------------------------------------------------------------------------------------- طاووس خانم، سوگلي فتحعليشاه و سرانجام او بخش پنجم
«طاووس خانم» پس از چندي لقب «تاجالدوله» يافت. شاه با اهداي جواهرات و توجه خاص به او، سعي داشت تا احترام اهل حرم را نسبت به او برانگيزد و علاقهي خود را به او نشان دهد. از اين رو براي وي عمارتي خاص، موسوم به «چشمه» ساخت که کاخي باشکوه با باغ و بستاني دلگشا و پهناور بود. او حتي گروه ارکستر ويژهي خود را داشت که «بيگم رستمآبادي» معروف به «يارشاه» و دختر آقا محمدرضاي موسيقيدان معروف به «شاهوردي» از جمله اعضاي آن گروخ بودند. ------------------------------------------------------------------
حرمسراي هزار
نفرهي «فتحعلي شاه» قاجار بخش چهارم
شاه قاجار عليرغم مشکلات سياسي کشور، زندگي افسانهاي خويش را که آميخته به شادکامي و هوسهاي سيريناپذيري بود در چهارديواريهاي کاخهاي عفن خود ميگذراند. تفريح در حرمخانه، سواري، شکار و بازي با ورق، از سرگرميهاي عمدهي او بود. ميزان برد و باخت در حرم شاهي به حدي بود که هر کنيز، سالانه، مبلغي تا حدود پانزده هزار تومان بهعنوان پاداش دريافت ميکرد. ------------------------------------------------------------------ بهاي کنيزان گرجي در ايران ارزان ميشود بخش سوم
آغامحمدخان در تهران خود را آمادهي نبردي بزرگ و لشکرکشي به قفقاز و گرجستان ميسازد. در هجوم به اين نواحي است که زنان بسياري را نيز از آن ديار به اسارت ميگيرد. در اين لشکرکشيها، او از هيچگونه خشونتي دريغ نورزيده است. ----------------------------------------------------------- حرمسراي «آغا محمدخان قاجار» بخش دوم وقتي سخن از حرمسراي «آغا محمدخان قاجار» که خواجه و خنثي بوده بهميان ميآيد، انسان دچار شگفتي ميشود. اما واقعيت اين است که «آغامحمدخان» نيز که او را در کودکي به دستور «عليقلي ميرزا عادلشاه» برادرزادهي نادرشاه، خواجه کرده بودند، داراي حرمسرايي متشکل از هفده زن ماهرو بود. درباريان و اطرافيان «آغامحمدخان» چنين وانمود ميکردند که نميدانند شهريار قاجار، خواجه است. --------------------------------------------------------------------------------------------- تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني بخش اول دنياي درون حرمسراهاي شاهان قاجار، دنياي زناني اسير در پشت ديوار قصرهايي که عليرغم شکوه آن، سرد و سخت و بيرحم و قربانگاه شرف و اعتبار انساني است. آنچه که در درون اين ديوارهاي پوشيده و بلند شاهي رخ ميدهد، درحقيقت بخشي از حساسترين دورههاي تاريخي و تعيين کنندهي سرنوشت ايران را نيز رقم ميزند. اين بخش از تاريخ ناگفته و يا کمگفتهي ايران را به تدريج در 18بخش بشنويد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------- به ياد «غزاله عليزاده»
21 ارديبشتماه سالروز مرگ غزاله عليزاده در سپیدهدمان روز جمعه، 21 اردیبهشت ماه 1375، فرسوده و ناتوان از درد جانکاه سرطان که بر روح حساس و جان پر احساسش بیرحمانه چنگ انداخته بود، به جنگلهای روستای «جواهر ده» در اطراف «رامسر» پناه برد و آگاهانه خود را بر قامت سبز درختی آویخت تا گل وجودش برای همیشه بخشکد. --------------------------------------------------------------------------------------------------- ناگفتههایی از زندگی «پروین اعتصامی» و نامههای او
بيست و
پنجم اسفند ماه، زادروز «پروين اعتصامي» شاعر معاصر ايراني است .
|
|
|
|